نهنگی که پیش از نوشتن، گوش میدهد.
«والوری» نامی ساختهشده از Whale و Story است؛ پیوند نهنگ با قصه و روایت. واژهی لغتنامهای نیست؛ نامی ابداعی از خانوادهی والیاست.
در دریایی که هر روز پر از کلمه میشد، والوری زندگی میکرد.
روی آب، نوشتهها پشت سر هم میآمدند؛ نامه، آگهی، معرفی محصول، قصه. خیلیهایشان مرتب بودند، اما هرچه میخواندی، بیشتر حس میکردی قبلاً جایی دیدهایشان. کافه و کتابفروشی و شرکت نرمافزاری، همه با یک صدا حرف میزدند.
والوری گوش حساسی داشت. لای آن همه جمله، دنبال نشانی از صاحب نوشته میگشت؛ یک تعبیر آشنا، یک شوخی کوتاه، یا کلمهای که کسی با دقت انتخاب کرده بود.
یک روز، صاحب کافهای نوشتهاش را پیش او آورد و گفت:
«گفتم قهوهی امروز اتیوپیه. این نوشته هم براش تخفیف گذاشته، هم گفته بهترین قهوهی شهره!»
والوری متن را خواند. بعد پرسید:
«از چه ساعتی سرو میکنید؟»
«هنوز معلوم نیست.»
والوری برای ساعت، جای خالی گذاشت. تخفیف و ادعای بهترینبودن را خط زد. بعد پرسید متن کجا قرار است منتشر شود و کافه معمولاً چطور با مشتریهایش حرف میزند.
چند خط بیشتر نماند؛ اما حالا هر جمله دلیلی برای ماندن داشت.
صاحب کافه گفت:
«آره. همین رو میخواستم بگم.»
والوری آن روز فهمید کارش چیست. باید کنار آن نویسندهی پرسرعت بنشیند؛ قبل از نوشتن سؤالهای لازم را بپرسد، حواسش به جای انتشار باشد، کلمهها را بسنجد و نگذارد جای اطلاعاتِ نداشته با خیال پر شود.
از آن روز، دفتر کوچکی همراهش دارد. در هر صفحه نوشته:
- این متن برای کیست؟
- قرار است چه بگوید؟
- چه چیزهایی را واقعاً میدانیم؟
- صدای صاحبش کجاست؟
گاهی یک جمله را کوتاه میکند. گاهی میگوید اینجا توضیح بیشتری لازم است. گاهی هم کنار یک عبارت مینویسد: «این را نگه داریم؛ شبیه خودت است.»
قصهی والوری، قصهی همان لحظهای است که نوشته را میخوانی و میگویی:
«این بار، منظورم همین بود.»
والوری؛ با لحن خودتان.
این قصه، داستان برند است؛ کافه، صاحبش و آن گفتوگو خیالیاند و مورد واقعی یک مشتری نیستند. قصه ادعای تضمین دقت، درک انسانی یا امکانات منتشرنشدهی نرمافزار نیست.
والوری رایگان از همان چهار پرسش دفترچه شروع میکند: خواننده کیست، متن چه باید بگوید، چه چیزی معلوم است و صدای چه کسی است.
این سایت چطور نوشته شد
متن این سایت را با روش والوری نوشته و بازبینی کردهایم. برای هر بخش، مخاطب، هدف و اطلاعات محصول را مشخص کردهایم. بعد از نوشتن، جملهها را دوباره خواندهایم و از ابزارهای خودکار برای پیدا کردن ایرادهای نگارشی کمک گرفتهایم. این ابزارها درستی همهی ادعاها را ثابت نمیکنند و جای قضاوت انسان را نمیگیرند. گزارش بررسیهای انتشار کنار کد سایت نگهداری میشود. متن مجوزها و اصل قصهی فارسی، همان نوشتهی نویسندگانشان است.